بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه روزی یه نفرکه سوپ فروش بودداشت ازجایی ردمیشدسوپ هایش رادردوظرف ریخته بودوآن هاراروی چوبی گذاشته بودو حمل می کردیکی ازظرف هاسوراخ بودو سوپ داخل آن روی زمین می ریخت مردی که درآنجابودسوپ فروش راصداکردولی سوپ فروش توجهی نکردمردراه خودش راادامه دادمرددوباره سوپ فروش راصداکردمردسوپ فروش بازهم توجهی نکردسومین بارمردسوپ فروش راصداکردو این بارسوپ فروش برگشت مردگفت:مگرنمی بینی صدایت می کنم سوپ هایت همینطوری روزمین ریخته.مردسوپ فروش گفت:اگر بایستم چه میشودسوپ هاجمع می شودپس نبایدمنتظربمانم و به راه خودادامه می دهم چون نبایدفرصت راتلف کنم ویک ظرف سوپ دیگر دارم.