خانما به نظرتون من مشکل روحی دارم شوهرم با برادرش که من ازش بدم میومد ولی دیگه الان مشکلی باهاش ندارم ودلمو نسبت بهش صاف کردم کار میکنن کاراشونم داره رو روال میفته مشکل اینحاییه اگه شوهرم به مشکل بخوره و وکاراش درست نشن من خوشحال میشم ولی اگه بگه داریم موفق میشیم ناراحت میشم مثلا به من میگه خانم برات طلا میخرم خونه شیک میخرم زندگی خوبی برات میسازم اینارو میگه من همش میگم نمیشه وناراحتم وهمش با طعنه وبغض جوابشو میدم با عشق نمیدم حالا نمیدونم چرا اینجوریم شایدم بخاطر برادرشه دوست ندارم پول بره تو زندگی برادرش
حکایت شما حکایت یه مرد حسودی بود که پادشاه بهش گفت هرچیزی از من طلب کنی دوبرابرش به همسا یه ات میدم مرد فکر کرد دید چی بگم بگم ۱۰۰۰ تا گوسفند میخوام ۲۰۰۰ تا به همسایه ام میده پس میگم یه چشممو کور کن تا دو چشم همسایمو کور کنه