مادرشوهرم هروز زنگ میزنه یه فرمایش داره
دیشب به شوهرم گفتم دیگه اگه هروز بری یکارشو انجام بدی نه من نه تو.دیگه شورشو مادرت در آورده...
گفتم بهش بگو همه کاراتو لیست کن تو یه روز بگو....
گفتم نگی خودمبهش پیام میدم بکش بیرون از ما😂
پدرشوهرمم هست تازه اگه تنها بود یه چیزی.
جوونم هست مادرشوهرم ۵۴ سالشه سالم و سرحال
اه تازه خواهرشوهرم چندروز پیش زنگ زده به شوهرم هر چند شب مامانو ببر دور زدن بهش شیرموزی چیزی بده دلش باز شه🙄
حالا جالبه خواهرشوهرم یاد میده به شوهرم ولی من نمیزارم عملی شه😐از رو هم نمیرن فقط هی میگن ولی ما اجرا نمیکنیم...
انگار هفته چند روزه سه روزشو که زنگ میزنه برام فلان کارو کن بعد خواهرش دستوور داده دوشبم تو هفته ببیرش دور دور🙄
ما اینجا انگار کارو زندگی نداریم فقط بای درخدمت اونا باشیم...شوهرم ۶ از سرکار میاد باید بره به ننش برسه ....ایکبیری لوس .حالم بهم میخوره از اداهاش
منم دیگه نه دعوتشون میکنم نه زیاد خودمو گرم میگرم.. هر ده روز یکبار میرم خونشون... اصلازنگ اینام نمیزنم... خیلی سرد باهاشون برخورد میکنم🙄میدونم خیلی لجشون گرفته.
شوهرم تک پسره اینا انتظار دارن من شبانه روز خونشون باشم🙄 انقد بدم میاد از رفت امد زیاد
خیلیم مودب و رسمی برخورد میکنم طوریکه خودشون معذب میشن زیاد نمیتونن حرف و تیکه ای بندازن😁
هر سری میرم انگار تازه برای اولین باره رفتم...فقط میگم بله ممنون متشکر دستتون درد نکنه😁 اونام لجشون میگیره...
مثلا خواهرشوهرم از دختر عمش غیبت میکنه من سکوت میکنم رو نمیدم ادامه بده ..یا میگم به هرحال هرکی یجوره ک یه اخلاقس داره ...چون میدونم همین ادم پشت منم صدرصد غیبت میکنه.