خداروشکرررررر
تو که بارداری گلم واسه منم دعا کن
شوهرم همون اول زندگی بهم دروغ گفت ،گفت میرم ماموریت درحالیکه با دوستاش رفته بود شمال
همون اول کارو به دادگاه کشوند منم بخاطر اینکه کارمان به دادگاه نیفته رفتم خونه دیدم بابا این خیلی پررو شده
درست ۲۰ روز هرروز میرفتم بیمارستان سرم میزدم
شوهرم و باباش طلاهامو برداشته بودن النگوهامم ازم گرفتن
همش حرف از طلاق میزد و اذیت میکرد بار دوم ازش تعهد گرفتم رفتم بازم همون آش بود همون کاسه
از اردیبهشت اینجام مهریه مو اجرا گذاشتم فعلا حقوقش توقیف شده الان از دادگاه شکایت کردم
بعضی وقتا میگم طلاق بعضی وقتام میگم شاید آدم شد