نميدونم چي شده دوماهه همش اخر هفته هاا دعوا داريم!!ميخواستم چيزي بخرم انقدر شوهرم وسواس به خرج داد كه نشد اونيكه ميخواستمو بخرم!!عصبيم كرده!هرچي بهش ميگم عاقا غلط كردم من اصلا نميخوام ديگه بخرمش توروخدا ولم كن انقدر با اعصاب من بازي نكن!!هرروز ميره يه مدل ديگه يا يه جور ديگه پيدا ميكنه ميگه اينم خوبه!!شايد دركم نكنين ولي به خدا قسم ديگه انقدر اين چند وقته اين قضيه رو كشش داده اعصابم ضعيف شده!!چطوري بهش بگم بيخيال شه؟؟؟!!!اخه ادم انقدر نفهم؟؟؟نميفهمه داره با اعصاب من بازي ميكنه؟؟؟😭😭هردفعه عصباني ميشم دوباره تا خوب ميشم شروع ميكنه به كارش.ديگه اصلا حالم ازش به هم ميخوره 😫😫😫يه هفته س دندونمو جراحي كردم نپرسيده چي ميخواي برات بخرم يا كمكت كنم؟؟(البته اين قسمت رو بلد نيس مامانش اينا همين مدلين ياد نگرفته😡)
بخش اول خب فهمیده ناراحت شدی رفته برات مدل دیگه خریده نزن تو ذوقش یواش یواش با سیاست درستش کن ، بخش دوم هم به صورت گله نه عصبانیت صحبت کن یکم لوس کن خودتو بگو از اینکه پیگیر جراحی دندونت نیست ناراحتی ، رگ خواب شوهرت دستت نیومده مشکل اینه
بخش اول خب فهمیده ناراحت شدی رفته برات مدل دیگه خریده نزن تو ذوقش یواش یواش با سیاست درستش کن ، بخش ...
نخريده كه هنوززز مشكلم اينه ديگه!!!همچنان داره رو اعصاب من راه ميره!وسواس داره توي خريد!گفتم عاقا پول خودمه نميخوام اصلا چيزي بخرم!ولم كن!به هيچكسم ربط نداره!اگه خواستم خودم ميرم تنها ميخرم!!مستقيم بهش گفتم عزيز من ديگه به تو مربوط نيس چون خيلي اعصابمو به هم ريختي!!!
واقعا ديگه خسته م كرده !!همه اخر هفته ها تعطيلات خوش ميگذرونن من بدبخت همش جنگ اعصاب دارم با اين شوهر نادون!!اخه من چه گناهي كردم مگه من بايد اداب زندگي مشترك رو بهش ياد بدم كه حال منو بپرسه؟؟؟چرا بهش ميگم داري با اعصاب من بازي ميكني بس كن گوش نميده؟؟؟