عروسی من یک سال عقب افتاد
چون پدرشوهرم دلش نمیومد خونه ای رو که میخواست بده به ما از مستاجر بگیره
میترسید صفرای حسابش کم بشه
ماهم همه پولمونو داده بودیم ماشین و وسیله خونه پولی برای خونه نداشتیم
اخرشم روسیاهی موند به ذغال
خیلی ناراحتم ازشون
خیلی
هیچ وقتم از دلم نمیره
به خودشونم گفتم همینو