2777
2789
عنوان

خیلی دلم شکست😭

457 بازدید | 52 پست

ما چن روز با دختردایی های همسرم رفتیم شمال خیلی خوش گذشت  اونجا همسرم به شوخی میگفت برای شادی روح پدرفلانی فاتحه واینا به من که رسید گفت این که پدرش غایبه حاضرنیس میخواد ظهورکنه (پدرمادرم ازهم جداشدن)که این موضوع رو به اون صورت خانواده های همسرم نمیدونن من دلم خواست اون لحظه زمین بازبشه برم داخلش اینقدرکه حس بدی بهم دس داد توراه برگشتم امروز همسرم بااهنگ زیاد باگوشیش اومدفیلم بگیره من دیدم دوربین گوشیش کثیفه بهش گفتم فکرکردم نشنیده یکباردیگه هم گفتم دوربین گوشیت کثیفه فیلم تاره اهنگو قطع کرد گوشیشم پرت کرد توداشبورد گفت ای بابا چقدرحرف میزنی یه فیلم خواستم بگیرما دخترداییش وهمسرش با دخترشم توماشین مابودند گذشت رسیدیم خونه یک ساعت بعد خیلی اروم مثل صحبت معمولی گفتم برااین دوتا مورد خیلی ناراحت شدم خجالت کشیدم سریع عصبانی شد اره چن روز خدمات میدم متوجه نمیشی من فلان فلان شده دیگه من حرفی نزدم خیلی دلم شکست نشستم کلی گریه کردم دلم پرغصه شد اخه بی جهت وبی دلیل یه عالمه دادوبیداد کرد خوابید

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

شوهر منم اینجور بود ی مدت از تعجب نمیدونستم چیکار کنم حتی فیلم عروسیمون اورد نگاه کردیم با مادرش جلو مادرش گفت اگ بخاطر مامانم نبود نگاشم نمیکردم...ولی بعد فهمیدم مشکل چیبود خداروشکر حل شد

بدمکن،از گردش دوران بترس💎
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108