فقط خدا صبرت ب ه منم طبقه بالاشونم هفته لی دو بار می رم من ولی شوهرم صبح ظهر بعد از ظهر شب آخر شب باید بهشون سر بزنه پیرم نیستن دو تا بچه تو خونه دارن ولی کلافه میشم فکر میکنم دلش پیش اوناس اعصابم خراب میشه
خب با شوهرت صحبت کن بگو تو روز بیشتر بریم اما شب سختمه و راحتترم خونه خودم باشم....چقدر تو یه جا بودن سخته...من که امیدی به رهایی دیگه ندارم با این اوضاع مالی
تو ک تنها نیستن پس چرا موندی اونجا ...خوبه حداقل با تو کاری نداره ک هفته ای ۲ بار میری
برای اینکه ش شوهرم بچه ننه هستش خانوادش بهش وابسته ان هوامو دارنا ولی نمیخوام هیچی مثل مستقل بودن نیست تازه خونه هم از خودمونه حرف جا به جا شدن بزنی باور کن گریه میکنن
[QUOTE=111576690]برای اینکه ش شوهرم بچه ننه هستش خانوادش بهش وابسته ان هوامو دارنا ولی نمیخوام هیچی مثل مستقل بودن نی ...[/QUOمن باشم خونه رو میبخشم فقط میگم بزارید بریم