2777
2789
عنوان

نی نی

| مشاهده متن کامل بحث + 221 بازدید | 22 پست
راستش منم مثل شما از زایمان وحشت داشتم .حتی از بارداری . زمانی که فهمیدم باردار شدم انگار به یه آدم ...

ای جانم

برای از دست دادن نی نی تون هم واقعا متاسفم

ولی قطعا حکمتی داشته

به جاش خدا بهت یه نی نی نازتر داده

قدرشو بدون

واقعا ذهنم قفل کرده

هی با خودم میگم نگران نباش

این قطار در حرکته

روزی هم از ریل من رد میشه

ولی خب استرس رو باید مهار کنم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اخی خدا بهتون ببخشه میشه بگی ترستون چطور بود؟ برام یکم شرح حال میدید؟

ممنون .عزیزم .دلم نی نی میخواست و غیر از اون وقتی ذوق همسرم رو هم میدیدم قابل تحمل بود.ببین گلم تو بارداری اگر مشکل خاصی نداشته باشی اصلا تزریقاتو و اذیت شدن نداری فقط ازمایشات غربال گری و .... هست منم چون می ترسیدم دکتر خوب و واسه زایمان اتاق خصوصی و واسه ازمایشا بهترین جا رفتم .به نظرم بگرد دکتر و بیمارستان خوب پیدا کن خیالت راحت باشه .فقط از همین الان واسه هزینه هاش برنامه ریزی کنید

ای جانم برای از دست دادن نی نی تون هم واقعا متاسفم ولی قطعا حکمتی داشته به جاش خدا بهت یه نی نی ن ...

قربونت برم عزیز. درسته قطعا حکمتی داشته . 

ولی خودتو بسپار به خدا . اون بهتریت چیزارو واسمون رقم میزنه .  😊😊😊

سلام خواهر جوابمو ندادی. . .هدیه خانومی عزیزم

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
سلام عزیزم جواب چی رو؟

خواهرعکسدستمو بفرستم اینجا

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز