خواهر شوهرم اومده در میزنه دم خونمون رفتم باز کردم اومده میگه مهمون داره میاد پاشو خونتو جمعو جور منم گفتم چ مهمونیه ک خودشو دعوت میکنه گفت نه مامانم گفته بود یروزی بیایید خونمون اونم گفته امروز میام تودلم گفتم ننت دعوتش کرده چیش بمن مگه من دعوتش کردم یه هفته بخاطرمریضیم سرجا بودم کارای خونم همینجور مونده هنوزم سرفه میکنم یه دیروز پاشدم رفتم لباسارو شستمو اشپزخونمو یکم مرتب کردم شوهرمم ک خوابش بیاد دیگه هیچی میخابه کار نداره به هیچی دیشب ازساعت ۳ تا ۶ صبح نتونستم بخابم ازدرد قبلا لگنم اسیب دیده بود الان بچه سنگین شده استخون لگنم درد میکنه کمرم درد میکنه خودم هنوز سرفه میکنم درحدی ک مجبورم همش برم دسشویی ک نشت نکنم اینم دلش خوشه واس من مهمون دعوت کرده شوهرم ک گفت ما میریم فلان جا خونه مادربزرگش ولی میدونم باز تا لنگ ظهر ک بیان خوابه مجبورم پاشم منم میگم دست به هیچی نمیزنم ک مامانش خودش ازمهموناش خجالت بکشه دیگه سرخود دعوت نکنه همینی ک هست😒
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم
اونا پررو نیستن شما چیزی نمیگی سواستفاده میکنن بگو شما بیاین اینجا تا من برم خونه شما استراحت کنم
اونوقت باشوهرم بحث میکنه شوهرمم حوصله حرفای خاله زنکیو نداره اعصابش خراب میشه بامن بحث میکنه
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم
چرا مستقیم نمیگی مهموناشو ببره خونه خودش. بگو من مریضم و حوصله مهمون ندارم.
کاش بااین حرفا راضی بشن خواهر :/
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم
اوناهمیشه خونه من پلاسن و سرشون تو زندگی منو شوهرمه شوهرمم ک ساده:/ همه چیو بهشون میگه بعدم باراولشون نیست اخه یبار فکر کن خوابیدیم تورخت خواب خاله هاش ومادربزرگش خودشون خودشونو دعوت کرده بودن ناهار خونه ما اومدن نشستن باخونه بهم ریخته منم به اندازه خودمون غذا درست کرده بودم روگاز بود همونو اوردم دادم بخورن حالا حالبه موی خواهر شوهرم افتاده توغذا بعد واسه من عدا درمیارن ایش اوق تودلم گفتم میخاستین نیایین چ پرویین
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم
اه حالم بهم خورد مادرشوهر منم فامیلاشو میاره اینجا میگه میخواییم تی وی نگا کنیم اخه مگه خودتو ...
😐 جالبه وضعیتمم میدونن نمیان کمکم کنن دستور میدن
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم
مهمون بياد دم خونش عذرشو بخواد؟!!!!! راش نده تو؟!!! آره مثلا برو بگو مانيستيم😐 يا بگو اينجا خندق ...
😂بگیم زلزله اومده خونمون خرابه توش
قلبمو شکست..روزها..ماه ها... بم بی توجه بود... کسی که عاشقش بودم..یروز که اصلا جواب زنگامو نمیداد بادوستاش پارتی گرفته بود...نوشتم:یروز توعصبی من بیخیال تو ناراحت من بیخیال توبی تاب من بی خیال یروزم نوبت تو میشه هی زنگ بزنی جواب ندم پیام بدی جواب ندم...اون زمان بهم پوسخند زد..چون میدونست چقد عاشقشم و مطمئن بود نمیشه من بهش بی توجه باشم...شروع شد ..اینبار هربار منو میشکست دیگه خودمو جمو جور نمیکردم...غرق بودم تو افسردگی تو غم