سلام دوستان من دیشب خواستگاری برام اومد و باهم صحبت کردیم ولی امروز تماس نگرفتن به خاطر همین منم احساس بلاتکلیفی میکنم میگم حداقل اگر نخواستن چرا ی زنگ نزدن مثلا به ی بهانه ای بگن ما خوشمون نیامد که خداقل طرف مقابل تکلیفش رو بفهمه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میگم شاید مسره نپسندیده ولی تگر منو نپسندیده بود این همه حرف نمیدیم شاید از نیم ساعت بیشتر حرف زدیم& ...
کلا ازدواج های فامیلی اینجوریه دختر از قبل پسند خانواده و پسر شده حالا نمیدونم چقدر بهم نزدیکین ولی من دعا میکنم سفید بخت بشی عزیزم چه با این اقا پسر چه با یکی دیگه
از چند شب قلبش از بعد از اینکه مامانش اومد تا موقعی که پسر رو اوردن من شب ها خیلی بد میخوابیدم و حتی خوابم نمیبرد اخه همش فامیل میگن تو ی نشکلی داری که کسی نمیگیرتت
اگ فامیلین ک با شناخت و تصمیم نهایی اومدن صبر کن . مگر اینک بار اول پسرو میدیدی .دوم اینک توقع نداشته باش زنگ بزنن بگن ما از دخترتون خوشمون نمیومد. همین ک زنگ نزنن ینی کنسل
خیلی دعا کردم گفتم خدایا خودت کمکم کن که ازدواج خوبی داشته باشم اکرم اینا نشد حداقل زنگ بزنن از بلات ...
فکرتو درگیر نکن همیشه دعا کن کاری که میخوایی انجام بدی چه ازدواج چه در چه کار سرانجامش خوشی و خوشبختی باشه برای ازدواج عجله نکن سنی نداره ازدواج تو بهترین حالت و خوشی استرس و نگرانی مسئولیت حالا مشکلات بداخلاقی و دست بزن و اعتیاد و...فاکتور گرفتم منظورم اینه تو اوج خوشی استرس و نگرانی و مسئولیت پذیری خواهی داشت