2777
2789
عنوان

چقدر داغونم

| مشاهده متن کامل بحث + 465 بازدید | 40 پست

دیگه وقتی تصمیم گرفتی باهاش ادامه بدی به اون حرفا فکر نکن فقط اعصابتو به هم میریزه

یه دوش آب گرم🛁 یه لباس راحتی 👗یه چای تازه دم🍵 یه موسیقی ملایم🎶🎧 به درک که خیلی از مشکلات حل نمیشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حق داری عزیزم 

من فقط خواب دیدم شوهرم زن صیغه کرده اونم عوارض این سایت ارزشمنده بخدا دیوونه شده بودم تو که توواقعیت دیدی

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"

الان بارداری‌ . ناراحتیت تاثیر مستقیم رو آون طفل داره. خودت کنترل کن

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
همچين چيزي رو نميشه بخشيد حق داري حالا الان متخصص ها گارد ميگيرن، ولي نبايد ميموندي... عموما از قدي ...

دوست منم بخاطر خیانت شوهرش جدا شد حتی حاضرشد مهریشو ببخشه ودخترشو بگیره همه میگفتن نباید طلاق میگرفت باید میبخشید

حالا اگه زنه اینکارو کرده بود بازم بنظرت میگفتن باید بخشید یا زنه رو درکمترین حالت ممکن فاحشه میگفتن؟😐

جوکر:من یه همسر داشتم زیبا بود...کسیکه بهم میگفت من خیلی نگرانتم؛همیشه بهم میگفت بایدبیشتر بخندم...قماربازی میکرد ویه عالمه هم بدهی بالااورده بود...طلبکارها صورتش رو خط خطی کردن،ماپولی برای جراحیش نداشتیم نمیتونست تحمل کنه...من میخواستم دوباره لبخندش رو ببینم،فقط میخواستم بدونه زخمهاش اهمیتی برام نداره پس یه تیغ گذاشتم توی دهنمو اینکارو کردم...میدونی بعدش چیشد؟اون نتونست منو اینجوری ببینه!ترکم کرد...قضیه برام بامزه شد..."حالا همیشه میخندم"
فقط صحبت با ی مشاور زبده بدردت میخوره 

بعضی مشاورا نفهممممن

دوجا رفتم

گفتن شوهرت پشیمونه ببخش و ادامه بده منم خام حرفاشون شدم

کاش همون موقه جدامیشدم من خنگ میدونستم زود همیچن چیزیو فراموش نمیکنم

چه زیباست انتظار آمدنت پسرم💋

وقتی بخشیدی پس چرا برا خودت تکرارش میکنی؟ غلط کرده اشتباه کرده الان پشیمونه،دوستت داشته با تو مونده ،

هنوزم دوستت داره

پس اصلا بهش فکر نکن سعی کن بری مشاوره، هر کاری کنی،

میخوای از شوهرت جدا بشی که اون هرزه زندگی تو رو بدست بگیره؟

مطمعن باش دیگ هیج وقت شوهرت اون غلط رو تکرار نمیکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حذف کاربری

hdb | 51 ثانیه پیش

اقایون بیان

_zkoz | 13 ثانیه پیش
2834
2835
2108