بچم دو ماهشه تازه شقاق سینم خوب شده بود امروز گاز گرفت با لثش زخمش کرد طوری که هر بار شیر میدم خون میپاچه چیکار کنم شیر تو سینم گیر کرده یعنی خوب میشه؟
وای خیلی دردناکه میدونم ولی بابد درهرصورت بدی بهش من ی سری شیرروندادم بهش از بس درد داشتم فقط یک شب فرداش از درد سینه ک شیر توش جمع شده بود مردم تاعصر مرتب زیر دوش اب گرم مایاژ میدادم تند تند . دکتر تماس گرفتم گفت ندی بهش تب ولرز میکنی باید بستری شی .رابط سینه بگیر پمادشقاق سینه هم هست بزن بزار یکم هوابخوره ولی قبل شیر دهی حتما باید بشوری
سویندم به سوری گلاله سوره هر وخت له لامی خم له من دوره
هر بار شیر میدی اخرش سینتو فشار بده چندقطره شیر بیادبعد مثل پماد پخشش کن رو سینت بذار خشک شه بعد سینتو جمع کن.اینجوری زخم نمیشه.ولی حالا که شده روغن حیوانی محلی واسه من خوب بود یکم باهاش نوک سینتو چرب کن
زنی را میشناسم من،که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن،درون اشپزخانه،سرود عشق میخواند…نگاهش ساده و تنهاست،صدایش خسته و محزون،امیدش در ته فرداست………زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه،ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……زنی با تار تنهایی لباس تور میبافد،زنی در کنج تاریکی نماز نور میخواند………زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر ،ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر……زنی با فقر می سازد،زنی با اشک میخوابد،زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمیداند…زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را، ز مردم میکند مخفی ،که یکباره نگویندش چه بدبختی،چه بدبختی……زنی را میشناسم من که شعرش بوی غم دارد،ولی میخندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد… تقدیم به بانوان سرزمینم که هرکدام در پس لبخندشان،غمی پنهان دارند…به امید روزی که تمام زنان و دختران این مرز و بوم شاد و آزاد باشند😔
نه فقط موقع شقردهی درد داشتم که یکی دوبار روغن زدم خوب خوب شد
زنی را میشناسم من،که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن،درون اشپزخانه،سرود عشق میخواند…نگاهش ساده و تنهاست،صدایش خسته و محزون،امیدش در ته فرداست………زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه،ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……زنی با تار تنهایی لباس تور میبافد،زنی در کنج تاریکی نماز نور میخواند………زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر ،ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر……زنی با فقر می سازد،زنی با اشک میخوابد،زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمیداند…زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را، ز مردم میکند مخفی ،که یکباره نگویندش چه بدبختی،چه بدبختی……زنی را میشناسم من که شعرش بوی غم دارد،ولی میخندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد… تقدیم به بانوان سرزمینم که هرکدام در پس لبخندشان،غمی پنهان دارند…به امید روزی که تمام زنان و دختران این مرز و بوم شاد و آزاد باشند😔
من سه ماه درد کشیدم و جیغ زدم وقتی شیر میخورد.نوک سینم از وسط دونصف شده بود.چون شبرم چرب بود خوب هم سینه رو نمیکرد تودهنش شیرا جمع شد.انداره یه تخپد توی سینم یه چیزی بود همه میگفتن شیراته.بهش بده خوب میشه.روز به روز بزرگتر شد.شیرخوردنش هم سخت تر.شد اندازه ی یه پرتقال گنده.وای که چه دردی داشت مثل یه تیکه سنگ ازم اویزون شده بود.شب شام غریبان دوسال پیش بود که دخترم خون بالا اورد.مردیمو زنده شدیم.چندتا ازمایش گرفتن گفتن خون ادم بالغو خورده.خلاصه هیچی دیگه سینمو میدوشیدم زیردوش گرم میرفتم.صبحوشب میرفتم بیمارستان شیردوش برقی مینداختم ولی هیچی نیومد.......
دکترا گفتن چیزی نیس شیران جمع شده ندادی به بچت.اخر دکتر خودم که رفتم پیشش وقتی سینمو دید وحشت کرد گفت ابسه کرده باید عمل کنی.خلاصه با بچه سه ماه چهار شب تو بیمارستان بود.دکترم میگفت سه لیتر چرکو عفونت از سینت اوردیم بیرون.همش بخاطر این بوده که سینت زخم بوده عفونتو میکیشده بالا.اگرم سینت خون میاد نمیخوای بدی پس خیلی بدوشش تا شیرت جمع نشه