ما چن وقت دیگه عقدمونه و نامزدم بخاطر کارش ی شهر دیگس و تقریبا ۱۰ روز قبل عقدمون میاد حالا کلی خرید داریم ک مونده نامزدم میگه من هرچقد خواستی پول میریزم ب حسابت تو با مامانت برو هرچی خواستی بخر اما من دوست ندارم اخه دلم میخاد اونم نظر بده تو خریدا و مثلن لباس عقدمو اون انتخاب کنه از ی طرفم میترسم عادت کنه ب این کار و بعدا هیچوقت باهام نیاد بازار حالا مامانم میگه داری سخت میگیری اما واقعا خودم حس میکنم حق با منه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
با اجازه بزرگترا بللله سخت میگیری از خداتم باشه تنها بری یکی باشه هی بزنه تو ذوقت به ...
خب همون موقع گیر بده بهتره تا بعدا تو روز عقدمون ک لباسه رو پوشیدم بگه این چیه خریدی خخخخ البته هیچوقت اینجوری تو ذوقی نمیزنه اما ممکنه واقعا خوشش نیاد