رادینم..پسرمامان هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر شیرین مثل تو داشته باشم از وقتی اومدی دنیای مامان قشنگ شد عشق کوچولوی من مرد کوچیک مامان...😍❤نازگلم قلبمی معجزه کوچولوی من دختر قشنگه مامان❤ربان گوشه ی عکست...حق من این نبود عکستو بااون ربان مشکی ببینم داداشی😔😭🖤 پادشاه زندگی من جایی همین نزدیکی ها مشغول تلاش است...کم می خوابد. استراحتش کم است.دستان مردانه اش را که حکمتش را نمیدانم چرا آرامش بی پایان دارد.پادشاه من خسته میشود اما خستگی در میکند از من...آغوشش از جنس خواب است بی هوا هم که بغلش کنی چشمانت بسته میشود از آرامش بی حساب...چه افتخاریست خانمی کردن برای چنین گوهری...چه برکتیست که خستگی اش با من در میشود...به خودم میبالم که از وجود من لذت میبرد... دستانم خالیست. چیزی برای عرضه ندارم. اما تا آخرین شماره های نفس هایم قدر دان توام..قدردانم که پادشاه من بهترین مرد زمین است...لمس قشنگیست واژه خوشبختی و من خوشبخت ترینم با تو❤همین که از عمق وجود میدانم دوستم داری برایم کافیست...
من قبل بارداري انجام دادم توبه كردم. من واژينيسم بودم الان هم فقط رابطه رو ميتونم انجام بدم. معاينه و اينا اصلا نميتونم. پام قفل ميشه. پاپ اسمير دادم سكته كردم. هي پا شدم هي جيغ زدم اخرم كه زوري تموم شد سرگيجه و تهوع داشتم و عرق سرد. افتضاح بود حالم. حتي روز زايمان نذاشتم بهم سوند وصل كنن. يه ابروريزي اي شد كه يادش ميفتم اب ميشم. رفتم اتاق عمل بعد بيهوشي بهم وصل كرده بودن