2777
2789
همه ی اینهاازیه مردشروع میشه اونانبایدبذارن زناشون تنهابمونن

پشت هر زن خوشبخت...

مردیست که عاشقانه دوستش دارد، که روزهای تعطیل زودتر از بانویش بیدار میشود ، نان تازه میخرد و صبحانه را آماده میکند ، برای بیدار کردن همسرش پرده هارا کنار میزند و نور را به مهمانی چهره ی پر آرامشش میبرد ، موهایش را نوازش میکند و می بوسد....

ناهار را در کنارش درست میکند و مدام قربان صدقه ی مهربانی أش میرود ، بعد از شستن ظرف ها به گوشی همسرش که توی اتاق است پیامک میدهد "خانوم زیبایی که دلتان خرید میخواهد و هوس عکاسی کرده اید ، لطفأ لباس هایتان را پوشیده و برای رفتن آماده شوید "

وقتی همسرش می آید و با ذوق در آغوش میگیردش ، میخندد و دست توی دست میروند که خوشبختیشان را با آدم ها تقسیم کنند...

برای همسرش لباس های گلدار انتخاب میکند و توی اتاق پرو با چشمک میگوید "چقدر زیباتر شدی ، حالا گل های این پیراهن عطر زندگی گرفته اند " هردو عاشقانه به هم نگاه میکنند و با دستانی پر از عشق میروند پاتوق همیشگیشان شام میخورند و بعد می آیند خانه ، آرام و خوشبخت میخوابند و خواب های رنگی می بینند...


پشت هر زندگی عاشقانه ای...
مرد موفق و زن خوشبختیست که برای عاشق ماندن تلاش میکند!

اره خاک توسر شوهرم

مثلاً خانمِ خانه ات شده باشم و مثلاً تو مردِ زندگی ام باشی !
من با تمامِ ذوقم برایِ آمدنت ، خانه را مرتب کنم و شامِ مورد علاقه ات را با عشق و ظرافت ، آماده کنم
غروب که شد موهایم را برایِ نوازشِ دستانِ مردانه ات شانه کنم ، رژِ زرشکی و عطرِ همیشگی ام را بزنم ، لباسِ آبی و دلبرانه ای که تو دوستش داری بپوشم و با یک بغل عشق و مهربانی ، مشتاقانه منتظرِ آمدنت بنشینم
تو خسته از سرِ کار برگردی ، در را باز کنی و مرا با تمامِ شیطنتم پشتِ چهار چوبِ در ببینی و وقتی خودم را کودکانه به آغوشت انداختم تمامِ خستگیِ کار از تنت بریزد
مثلاً رو به رویت بنشینم و آنقدر شعر بخوانم و حرف بزنم که حوصله ات سر برود اما در برابرِ شیرین زبانی ام جراتِ اعتراض نداشته باشی ، سیاست به خرج دهی و با یک بوسه ی عاشقانه ، دهانم را ببندی
مثلاً آلیسِ قصه ها باشم و مثلاً با مردانگی و حرف هایِ قشنگت ، خانه را سرزمینِ عجایبم کنی
مثلاً هرچه لواشک و خوراکیِ محبوبِ من است ، تویِ جیب هایت بریزی و هر شب که رویِ زانوهایت می نشینم ، برایم ادایِ شعبده بازها را در بیاوری و من کلی ذوق کنم و با همان لب هایِ لواشکی و تُرشم تو را محکم ببوسم و کلی هم قربان صدقه ی شخصیتِ ویژه و مردانگی ات بروم
مثلا سینه هایِ محکم و ستبرت ، دلخوشیِ شبانه ام باشد
شب ها ، کودکانه تویِ آغوشِ امن و آرامت جا خوش کنم و بازوهایِ مردانه ات درد بگیرد ، اما به صورتِ معصوم و چشم هایِ خوابم که نگاه کردی ، دلت نیاید بیدارم کنی و بالشِ نرم و آرامِ مرا پس بگیری
مثلاً قرار باشد مادرِ بچه ات باشم ، تو دعوایم کنی تا کمتر شیطنت کنم و به زورِ اخم هایِ پدرانه ات کمی آرام و قرار بگیرم و معمولی باشم
مثلاً مراقبم باشی و برایم میوه پوست بگیری و اجازه ندهی دست به سیاه و سفید بزنم ، نگذاری آب تویِ دلم تکان بخورد و هرچه که خواستم ، از زیرِ سنگ هم شده برایم پیدا کنی تا مبادا چشمِ بچه مان لوچ شود
مثلاً من به عشقِ تو و دخترکمان حسودی کنم و لج باز شوم
دختری که زیبایی و شیطنتِ مرا به طرزِ شگفت انگیزی با خودش دارد
دختری که استعدادِ عجیبِ تو را به ارث برده و خوب می داند چطور منِ مغرور را دق بدهد
تنها کسی که شبیهِ من است و ارزشش را دارد که تو با تمامِ مردانگی و وقارت ، عاشقش باشی
خوش به حالِ دخترمان که بهترین بابایِ دنیا را دارد !
قول بده میانِ دلبری هایِ کودکانه اش مرا فراموش نکنی و گاهی هم یواشکی بابایِ من باشی
قول بده تا آخرِ دنیا ، اول از همه مرا بخواهی
قول بده هرچقدر هم که بزرگ شدم ، باز هم مراقبم باشی
قول بده ... !

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

مثلاً خانمِ خانه ات شده باشم و مثلاً تو مردِ زندگی ام باشی ! من با تمامِ ذوقم برایِ آمدنت ، خانه را ...

عزیزم اینایی ک میگی قبول ولی شوهر من ذوق و احساس نداره ارایش ک میکنم یکبار درعمرش نگفته خوشگل شدی حتی روز عروسی هم نگف یا چیزای دیگ

جوری شده که میخواییم بیاییم نی نی سایت باید با تسبیح بیاییم🤣😂🤣😂
اگه پولشونده چی؟

پیاده روی و پارک که پول نمیخواد ، آهنگ شاد گوش کردن که پول نمیخواد

نمبگم برو سر کار ، چون احتمالا میگی شوهرت نمیگذاره کار کتی

با هر کسی به اندازه شعورش صحبت میکنم
کاش فرشته ای هم بود و آدم ها را هر کجای زمانه که خسته می شدند ، بر می داشت و می برد وسطِ کودکی هایشا ...

آره واقعا بعضی وقتا عجیب احساس میکنم خدا کاملا بیخیال آدما شده 

همونجوری داره نگا میکنه آدمو هم دیگه رو تیکه پارهدمیکنن احساسات هم دیگه رو میکشن له میکنن 

بیییییییخیال بیخیال 

اصلا اون دنیا سلاخی هم بکنه اون آدمارو ب چ درد ما میخوره کجای دردمونو درمان میکنه...راستی شما همون اکانت مشااور هستین؟؟

پشت هر زن خوشبخت... مردیست که عاشقانه دوستش دارد، که روزهای تعطیل زودتر از بانویش بیدار میشود ، نان ...

گلم خیلی پیامات بامسماست بعداونوقت وقتی شوهرت تووبچه هاتوتنهامیذاره میره شهرستان بااینکه حامله هم هستی وهرچی میشه میگه بروخونه ی مامانت بمون هرکاری داشته باشه درسته؟متاسفانه خانومای نی نی سایت بعضی هاشون میگن شرط وتوافق گذاشتن باهمسرخوب نیست حالاتنهاموندی ایرادی نداره !!!!!درصورتی که من برای خودم ارزش قائلم وهمه چی روقبل ازدواج صحبت کردم وهمسرم قبول کرد

عشقم بچه هام
عزیزم اینایی ک میگی قبول ولی شوهر من ذوق و احساس نداره ارایش ک میکنم یکبار درعمرش نگفته خوشگل شدی حت ...

گاهی برای رسیدن به آرامش باید تغییر کرد و برای رسیدن به هدف مهارتهای زندگی رو یاد گرفت 

باید یک مرد مهربان تر از خودت کنار زندگی ات بماند
که رنگ رژلب و لاک های ناخنهایت با سلیقه او باشد.
که به وقت دیدنش دیگر در کیف دستی ات آینه کوچک و فانتزی ات جا خشک نکند.
دیگر از برهم خوردن آرایشت نترسی و دلهره پاک شدن رژلبت را پیش او نداشته باشی.
دیگر برایت مهم نباشد لاک ناخن هایت نصفه و نیمه پاک می‌شوند.
برایش مهم نباشد اگر ریشه موهایت رنگ طبیعی خودشان را گرفته اند.
یا که چشمهایت از گریه های دلتنگی دیشبت پف دار و کوچک شده اند
و به وقت تابستان وقتی صورتت کک و مک های ریز و درشت می‌زنند و قرمزی پوست صورتت مثل هلوی پوست کنده ات می‌کند،
تو را با همه خوب و بدت دوست داشته باشد.
باید مردی کنارت باشد که که وقتی دستهایت را می‌گیرد امنیت بودنش گرمای مطبوعی زیر پوست صورتت بیاورد.
از چاق شدن نترسی
از لاغر شدن هم نترسی
حتی از پیر شدن کنارش هم نترسی.
بدانی همیشه حواسش پی تو می‌گردد.
تو را هرچه که هستی
بی چون و چرا قبولت کند.
و مهربانی ات،
غر زدن های عصبی ات را بفهمد.
که آخر هر شب لاک های ناخنهایت را ترمیم کند و در گوشت آرام بگوید تو زیباترین زن رویای زندگی منی.

آره واقعا بعضی وقتا عجیب احساس میکنم خدا کاملا بیخیال آدما شده  همونجوری داره نگا میکنه آدمو ه ...

بله 

بیا دست به آسمان ببریم و کمی دعا کنیم ؛
برای آرزوهایی که داریم ، برای حالِ خوبی که آرزو داریم و برای دردهایی که برای کشیدنشان طاقتی نداریم !
بیا دعا کنیم که آسمانِ دلِ این مردم ، میزبانِ رنگین کمانِ همدلی شود و لب هایشان همیشه بخندد ، پروانه های اعتماد ، روی گلهای دوستی بنشینند و درختانِ تحول ، جوانه بزنند .
دعا کنیم که بعد از این ، اشک ها و مشکلات را اختلاس کنند ؛ نه عدالت را ،
و به روز بودن ؛ در مسیرِ انسانیت باشد و آدم ها برای جا نماندن از قافله ، هر روز مهربان تر شوند ، نه بی انصاف تر !
دعا کنیم که پیامبری از راه برسد و عدالت و مهربانی و انصاف را مُد کند ،
در دوره ای که موضوعاتِ اشتباه را مُدِ روز کرده اند و آدم ها را از اصالت و انسانیتشان به دور ،
در دوره ای که هیچ چیز و هیچکس ، همان جایی که باید ، نیست !
بیا برای حالِ خوبِ جهانمان کمی دعا کنیم که خدا آماده است برای شنیدن ،
جهان آماده است برای تغییر و انرژی های خوب ، آماده اند برای معجزه

گلم خیلی پیامات بامسماست بعداونوقت وقتی شوهرت تووبچه هاتوتنهامیذاره میره شهرستان بااینکه حامله هم هس ...

#زنها نیاز به یک کوه دارند
تکیه گاهی محکم میخواهند
احترام میخواهند.

کسی را میخواهند تا قدر دان زحماتشان باشد.
کسی را میخواهند تا دوای دردشان باشد
کسی باید باشد تا در مواقع حساس
سرشان را روی شانه آن بگذارند
تمام این ها را که با هم جمع بزنید،
می‌شود " #مَرد "
آغوشِ یک "مــرد" ؛ دنیای امنی ست ؛ که هر زنی دوست دارد یکی برایِ خودش داشته باشد و هر بار که دلش گرفت ، خودش را به آنجا تبعید کند ...
بازوانِ یک "مـرد" ؛ تنها حصارِ دلچسبی ست ؛ که یک زن ، هرگز آن را نخواهد شکست ...
گرمای آغوشِ مردانه ؛ شبیه کرسیِ خانه ی مادر بزرگ ، آرام ترین نقطه برای خوابیدن است ...
اصلا آدم ، غم هایش را فراموش می کند ، وقتی به امنیت و استحکامِ یک "مــرد" پناه می برد ... !
چه تناقضِ شیرینی !
این که زمختیِ دستان و چهره ی "مــردان" احساسِ لطافت و زیباییِ "زنان" را دوچندان میکند ،
و صدای بم و خش دارِ مـردانه ؛ تنها خشونتِ مجاز و دوست داشتنیِ دنیاست ...
اصلاً خدا مردها را آفرید ؛
تا زن ها ؛
با خیالِ راحت ، دلبرانه باشند و شیطنت کنند ... !

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108