2777
2789

سلام. 

خلاصش این که:

9 ساله ازدواج کردم. همه ی متلکهایی که خوارررررررر شوهر بهم گفته بود رو یه جا یادداشت کرده بودم. ( نه از روی کینه، واسه روز مبادا)

دیشب مهمونم بودن، سر جریانی به من گفت گذشته رو مرور کن. 

حالا اون روز مبادا رسیده. منم گذشته رو حسابی مرور کردم و ...

میخوام به حساب و کتاب 9 ساله ش رسیدگی کنم.

احتمالا مرگ یه بار و شیونم یه بار میشه و واسه همیشه در دفتر متلکاهشو می بندم. 


فقط نمیدونم بهش زنگ بزنم؟ الان زنگ بزنم؟ بهش بگم بیاد خونه پدرشوهرم؟ کی بیاد؟ الان یا یه روز که دیدمش سر حرفو باز کنم؟

به طور غریبی دنیا داره پر میشه از آدمهایی که کنترلی روی رفتار و زندگی خودشون ندارن، ولی شدیداً اصرار دارن رفتار و زندگی دیگران رو کنترل کنن.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ماشالله :/چند صفحه نوشته بودی حالا

بیشتر از انگشتای دستم. فقط گنده هاشو نوشتم. اونایی که باید به خاطرشون باهاش قطع ارتباط می کردم و نکردم 

به طور غریبی دنیا داره پر میشه از آدمهایی که کنترلی روی رفتار و زندگی خودشون ندارن، ولی شدیداً اصرار دارن رفتار و زندگی دیگران رو کنترل کنن.
😱😐😐😐😐😐 یادداشت؟ دیگه این مدلیش ندیده بودم

صبوری کردم گذاشته بودم که یه روز یادم نره چه تیکه هایی اومده. 

تیکه بزرگ. نه الکی

به طور غریبی دنیا داره پر میشه از آدمهایی که کنترلی روی رفتار و زندگی خودشون ندارن، ولی شدیداً اصرار دارن رفتار و زندگی دیگران رو کنترل کنن.

 بجا اینکارا  و اینکه بزنی تو روش یجوری بهش تیکه بنداز که تا اعماق استخوناش بسوزه مادر شوهر من  از جلو باجی از پشت قیچی بود  کاری بهش کردم جرات نداره نزدیکم بیاد میدونه قشنگ جرش میدم با حرفا و تیکه هام

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز