بعد به من میگی روتو برگردون شیر بده پدر شوهرم برگشته گفته وقتی پیش ما هست تو اتاق شیر میده وقتی جلو باباش هست نمیره تو اتاق
من مگه میخوام بوخورمش که قایم میشه میره تو اتاق
شوهرم بهم گفت گویا مامانش گفته اینم هیچی نگفته بهشون
به شوهرم گفتم امشب که قراره بریم خونشون کاری میکنم که همتون انگشت به دهن بشین هرکاریم کرده تو این یه ربع ۲۰ دقیقه میخوام چیکار کنم منم نگفتمش