سلام ذوستای گلم
من face bookamo log off نکرذه مشغول کارای خونه شدم و بعدم یادم رفت و رفتم خونه مامان اینا
شب که شوشو اومد دنبالم از این رو به اون رو شده بود
تو ماشینم یه مشت چرت و پرت بارم کرد
آخه یه اسکلی از بچه های دانشگاه موقع دوست یابی برام message فرستاده بود و از profilam تعریف کرده بود و ...
و این تنها دوست فیس بوکی من است که مذکر می باشند
خلاصه از اون هفتته تا بچه یه طوریش میشه میگه وقتی بچه رو ول می کنی از صبح تا شب پی چت کردن با .... هستی همین میشه
خونه کثیفه همینا رو میگه
شب بیدارم دارم عموپورنگ دانلود می کنم می که .....
از اون مردای سخت گیرم نیستا یعنی با اینکه ما خانواده نسبتا مذهبی داریم ولی کلا اصلا به من گیر نمیده
چند وقت هم هست که من می بینم از دیدن جاریم به وجد میاد (ناگفته نمونه بسیار خوش اندام و زیباست طوری که من که زنم گاهی وقتا چشام داره درمیاد اینقد لدت میبرم از دیدنش...)
منم دیشب بهش گفتم نکه تو....
اونم داد زد و .... مثل همیشه...........
حالا شما جای من
خداییش چیکار می کردین؟
اندکی صبر سحر نزدیک است!!!!!!!!!!