2777
2789
من قسمت اخرو ندیدم میگین چی شد

هیچی حشمت با سنایش استی کرد فرستادش بره خواستگاری خانم بررگ تمام تره بارو سپرد به محمد با خانم بزرگ عروسی کرد افتاد دنبال صادرات میوه به خارج

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

واقعا برای شما چطور بود شوهرت تصادف کرد برام جالب شد



نه ماشین بهش نزد  یک حادثه دیگه بود ول بقیه اش همون بود!!!

خخخخخ

از هفته پیش عین دیالوگ های ستایش هی بهم میگه خانم نادری؟! منم میگم بله. میگه با من ازدواج می کنید؟ منم میگم بله

و دوتایی قاه قاه می خندیم. آخه من هی اونروز میخواستم بگم نه. فکم قفل شده بود، نمیتونستم نه بگم    

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792