مثلا ما پوله صندق صدقات ونذری و...می نداریم
تو یه قوطی جمع شد میدیم خیریه
یه مدت بود این پول جمع شده بود
اصلا فرصتش پیش نمیومد
ببریم بدیم خیریه
بچه مریض شد شوهرم و خودم مریض شدیم
انگار از آسمون میبارید برامون اتفاق
تا اینکه مادر شوهرم
اومدم خونمون خواست پول بندازه تو صندق
همین که چشمش به صندق پر افتاد
گفت خاک تو سرم چرا اینو ندادید
تو خونه نگهداشتید
این سنگینه
همین که دادیمش خداروشکر قضا و بلا رفت
گفت بچه پول صندق صدقات سنگینه
نگه ندارید
هر ماه بدید بره
که قضا وبلا با خودش دفع میشه