من بچم کوچیکه با شوهره بنذهذخدامم میبینه و میدونه که واقعا بچه اذیت میکنه خانوداه شوهر که همیشه خدای طلبکار
حالا نگین ک مگه فقط تو بچه داری و... من زایمان سختی داشتم تا پای مرگ رفتم بچمم بغلی ناارومه رفلاکس هم داره
بعد این چند باری ک خودشون خودشونو دعوت کردن من غذا از بیرون آوردم، یه شب خابم نمیبرد بلند شدم دیدم خاهر شوهرم پیام داده ب شوهرم که آره زنت فلان فلان، میبینی نمیتونه غذا درس کنه از بیرون میاری و... منم نذاشتم شوهرم بخونه پاک کردم
( بخدا دست و پنجه منم دیدنا سفره های رنگین کم نشناختم جلوشون) حالا حرفم اینه ب شوهرم نگه، عکس العمل شوهرم اینه زورش ب من نمیرسه شاید خاهرشم دعوا کنه ول یخب خیلی بهم برخورد ب اون چ ک من چی میزارم جلوش میاد میخوره هاری میگیرد میره گفتم اگه جلو خودم گفت بگم مگه ت پگ لشو میدی ک نگرانی آ. بیرون آوردن عرضه میخاد اگه ت جوابم گفت دست پخت نداری و... چی بگم