سلام من دوستی داشتم که خیلی باهم صمیمی بودیم تقریبآ چهارسال دوستی ،یباربهم گفت بهت حسودیم میشه اما قد یه حرف بود برام،همیشه دوست داشت از کارام سر دربیاره یا من هرچی دارم انجام میدم هرکاری میکنم بهش بگم اما خودش نه تو دار بود همش میگفت من بدبختم من فلانم درحالی که خودش اصن هیچی نمیگفت تودار تودار،با اینکه خیلی چیزا داشت
یکی از اخلاقاش این بود،مثن پیش یکی از دوستایه مشترکمون میرفتم باید ازش میپرسیدم بهش زنگ میزدم بگم برم اونجا یانه
چند بار دلمو بد جور شکست بعد من ازش فاصله گرفتم ازش دور شدم خیلی راجبش حرف دارم بزنم اما دلم نمی خواد غیبت بشه بنظرتون کاربدی کردم