2777
2789

۳۰مهر تولدم بود ی روز قبلش بهش زنگ زده بودم گف مریم (خواهرشوهرم) برا تولدت از بشقابای خودت گرفته گف من دیر ب دیر میبینم تو بده بهش اینجاس گفتم دستش درد نکنه و...تا روز تولدم دایی مامانم فوت شد زنگ زدم گف اره میرم مسجد شوهرم رف دنبالش بعد اومدن دنبال من بشقابا رو داد گف بزار خونت نشکنن گذاشتم خونه و رفتیم بازم تبریک نگف فرداش شوهرم گف از کیک برا مامان هم ببریم گفتم باش و بردیم گرف گذاشت تو آشپزخونه بازم ب روش نیاورد

اینم بگم هرسال برام کادو میگیره حتی تولد خودش تیرماه بود من براش کیک درس کردم و با مریم اینا براش تابلو وان یکاد گرفتیم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الان گیر تبریک تولدی ک نگفته؟؟؟ حواسش نبوده بابا، دنبال حاشیه نباش، از زندگی لذت ببر

🌼خدایا هر چیزی به وقتش برای آدمها قشنگه🌼 ...به هر کس هرچیزی رو که میخواد همون زمانی بده که آرزوشو داره.خلاصه بگم مصلحتت رو با آرزوهای آدما یکی کن،اونا کسی رو جز تو ندارن.مرسی❤️

ب شوهرم گفتم گف بخاطر دعوای ما ینی با شوهر خواهرش ناراحته شاید بخاطر اونه حواسش نبوده

حتی پنجشنبه زنگ زد ب شوهرم گف از فوتبال اومدی بیا خونه ما برات چای و آش گذاشتم اونم گف با ثمین بیرونم

بابا بیخیال بنده خدا حداقل  کادوشو میده دیگه ما چی بگیم که حتی تولد میگیریم دعوتش میکنیم نه کادو میده نه تبریک میگه

کاربری قدیمیم ولی به علت شناسایی شدن تغیر کاربری دادم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز