5سال عاشق هم بودیم
یه رابطه سالم و پاک همیشه همه جا با هم بودیم
رفت با مادرش صحبت کنه که رسمی بشه
ولی مادرش ندیده مخالفت کرد
گفت من هنوز نمیتونم قولی بدم
شاید اصلا از ایران بره
گفتم پس این 5سال چی میشه
گفت چیزی نشده که 5سال یه پارک رفتین یه سینما رفتین
این حرف آتیش زد گفتم پس دلم چی
گفتم دل شکستن تاوان داره باید منتظر خیلی چیزا تو زندگی باشید
اونم رفت
واقعا عاشق بود تو همه مشکلات و سختی ها پیش هم بودیم
ولی الان رفت بهم گفت تو خرابش کردی