کلاس رانندگی ام رو ب روی خونه مادرشوهرم بود من به بهونه دیدن خواهرشوهرم که باهم دوس بودیم رفتم الکی در خونه شون شوهرمم زیر ماشین سنگین داشت درست میکرد من یهووووو مثل جن رفتم بالا سرش گفتم ببخشید الهه هست یعنی از ترس سرش اورد بالا خورد به زیر ماشین کل صورتش سیاه کثیف شده بود از طرفی هم خاطرخواه من بود منم عشوه خرکی 😂😂😂
زودی بلند شد رفت تو خونه شون گفت نه نیس وای منم با حیاااااا .....نرسیده سر کوچه ترکیدم از خنده ....چقدر حس خوبیه این عاشقی های پنهونی .