2777
2789

وقتی بود که همسرم بهم خبر داد باردارم خونه ابجیم بودم منتظر تا خواهرزادم دنیا بیاد

 مادر از مرگ نمیترسد...تنها نگرانی یک مادر این است که فرزندش را در دنیایی تنها بگذارد که هیچکس مانند او دوستش نخواهد داشت.

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

کلاس رانندگی ام  رو ب روی خونه مادرشوهرم بود من به بهونه دیدن خواهرشوهرم که باهم دوس بودیم رفتم الکی در خونه شون شوهرمم زیر ماشین سنگین داشت درست میکرد من یهووووو مثل جن رفتم بالا سرش گفتم ببخشید الهه هست یعنی از ترس سرش اورد بالا خورد به زیر ماشین کل صورتش سیاه کثیف شده بود از طرفی هم خاطرخواه من بود منم عشوه خرکی 😂😂😂

زودی بلند شد رفت تو خونه شون گفت نه نیس وای منم با حیاااااا .....نرسیده سر کوچه ترکیدم از خنده ....چقدر حس خوبیه این عاشقی های پنهونی .

تو چند سالگی فهمیدی تاب تاب عباسی نیس تاب تاب هم بازی هست 😂😂😂
صبح فکر کردم ۷ سریع بدو بدو بیدار شدم نگاه دقیق انداختم دیدم دو وسی و پنج دقیقس . از خوشحالی ذوق عمی ...

😂😂😂😂👌🏻👌🏻👌🏻منم همینجوریم اینقد ذوق میکنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108