2777
2789

وقتی بود که همسرم بهم خبر داد باردارم خونه ابجیم بودم منتظر تا خواهرزادم دنیا بیاد

 مادر از مرگ نمیترسد...تنها نگرانی یک مادر این است که فرزندش را در دنیایی تنها بگذارد که هیچکس مانند او دوستش نخواهد داشت.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کلاس رانندگی ام  رو ب روی خونه مادرشوهرم بود من به بهونه دیدن خواهرشوهرم که باهم دوس بودیم رفتم الکی در خونه شون شوهرمم زیر ماشین سنگین داشت درست میکرد من یهووووو مثل جن رفتم بالا سرش گفتم ببخشید الهه هست یعنی از ترس سرش اورد بالا خورد به زیر ماشین کل صورتش سیاه کثیف شده بود از طرفی هم خاطرخواه من بود منم عشوه خرکی 😂😂😂

زودی بلند شد رفت تو خونه شون گفت نه نیس وای منم با حیاااااا .....نرسیده سر کوچه ترکیدم از خنده ....چقدر حس خوبیه این عاشقی های پنهونی .

تو چند سالگی فهمیدی تاب تاب عباسی نیس تاب تاب هم بازی هست 😂😂😂
صبح فکر کردم ۷ سریع بدو بدو بیدار شدم نگاه دقیق انداختم دیدم دو وسی و پنج دقیقس . از خوشحالی ذوق عمی ...

😂😂😂😂👌🏻👌🏻👌🏻منم همینجوریم اینقد ذوق میکنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز