دیشب شام دعوت بودیم
خونه دوست شوهرم که رودربایسی داریم باهاشون
شاموکه خوردیم دوست شوهرم برگشت گفت غذابکشین شماکه چیزی نخوردین
منم هول شدم زبونم نچرخید😐
میخاستم بگم مرسی خیلی خوردیم
گفتم مرسی خیلی خوردین
گفت اره ببخشید ماخیلی پرخوریمواینا خندید
دیگ اصلاروم نشدبگم منظورم یچیزدیگ بود اشتب گرفتی😂
حالامیگن چقد زنه پروعه😢
یبارم مادره همسایمون با همسایمون داشتن میرفتن خونه منم داشتم میرفتم بیرون توکوچه برخوردکردیم بهم سلام علیک کردیم
بازم تف توروم هول شدم😂😂
میخاستم بگم بریم خونه
به پیرزنه برگشتم گفتم برو خونه😢
همینجوری نگام کرد
یبارم مهمونی بودیم سرسفره نشسته بودیم من غذاموتموم کردم ازصاحبخونه تشکرکردم ومیخاستم پاشم
میخاستم بگم الهی شکر
گفتم الهی امین😢
این است تولیدملی😂
حالازیاده متاسفانه یادم اومدبازگومیکنم😊
ابروهیصیت برام نمونده