سلام خانما من دیشب تولد پسرم بود همه خونه مامانم بودن براش کیک خریدم یه مقدار مخلفات و یه جشن کوچیک با حضور خالهاش گرفتم اما شوهرم زهرم کرد اومده کلی خسته و بی انرژی بهش میگم بیا با بچه برقص و.. خیلی سر سنگین میگه من خستم تا کی میخوایم اینجا باشیم و ... من باهش قهر کردم اصلا بهش محل ندادم تا آخر مهمونی آخه من اقد زحمت کشیدم و کلی کار کردم تا دور هم خوشحال باشیم اونوقت اون اینطوری جواب میده صبحم بهش گفتم بیا صبحونت رو بخور از سر تقصیراتت گذشتم به من میگه تو مثل اینکه یادت شده که من بودم که تو تونستی جشن بگیری و..... حالا برا من قیافه میگیری پشتت به من میکنی و باز من امکاناتش رو برام گذاشت و... حالا بنظرتون ایراد از من بوده و اینکه دیگه امکانات بهتون نمیدم بعدظهرم ماشینی که من آخر هفته ها استفاده میکنم برد خونه مادرش گذاشت که داداشش که هنوز گواهینامه نداره باهش سر گرم باشه فک کنم یعنی امکاناتش رو میخواد بگیره