نمیدونم ازکجاشروع کنم فقط کمکم کنین چون به هیچکس نمیتونم بگم وکمک بخوام
یه خانواده۴نفریم باخواهرکوچیکم۷سال تفاوت سنی دارم
پدرومادرهردوشاغل مغازه دارکه هیچ وقت بالاسرمون نبودن من توبدبختی نداری بزرگ شدم خواهرم تورفاه
من ازدواج کردم یه دختردارم وچون نوه اول خانوادهاس خواهرم که۱۸سالشه بهش حسادت میکنه
اینقدبهش محبت کردن وهرچی خواسته فراهم مونده الان که سال آخرمیگع مدرسه نمیرم وراه دورمیخوام بخونم
من مجبورم بخاطریه سری مسایل هر۱ماه برم خونه بابام بمونم
امروزخواهرم کلی حرف بارم کردکه توباعث میشی آزادیموبگیرن ومحدودم کنن بمیری ازدستت راحت شم ازخونمون برو
بعدش سرناهارداشتم به دخترم غذامیدادم که مامانم مدام صداکردبیاغذاتوبخورمنم گفتم میام خب ناراحت شدگفت وسایلاتوبچتوبرداربروخونت
منم امشب اومدم خونه ولی خیلی دلم گرفته همش اشکام میریزه
چیکارکنم؟