همسرت کدوم بیمارستان بستری بود؟ بچه هم داشتید؟
منم همش با خودم فکر میکنمشاید اگه فلان کارو میکردم این اتفاق نمیفتاد... من همه مدت تو بیمارستان کنارش بودم هرچی حرف خوب بلد بودم بهش گفتم خیلی بهش رسیدگی میکردم مطمین بودم یکی دو هفته دیگه خوب میشه میارمش خونه انقد ازش مراقبت میکنم تا مثه روز اول بشه خیلی کم توقعیم شد که رفت فکر میکردم با این همه عشقی که بهش دادم حداقل بخاطر منم که شده میمونه... نمیدونم شاید دست خودش نبود اما حس کردم بی معرفتی کرد :(