عین مامان منه مامانت،میزد تو سر مغزش شوهرم بده کلی تعریف و تمجید،بعد داشتم آرایش میکردم دوران عقد برم بیرون با نامردم،گفت نیست شوهرت مهندسه براهمین اینقدر آرایش کردی؟
دل درد پریودی داشتم در اتاق باز کرد گفت دلت درد میکنه برا اینکه دیرش شده بچه بذارن توش
الانم یک ماهه باهاش قههرم،تاپیک هم زدم دعواهامونا گفتم همه گفتن قوم الظالمین اینا نه خانواده
توهم فقط مراعات کن تا عروسیت