الان شوهرم به خاطر خواهرش به من گفت گهش رو بخور...
بهش گفتم برو مرغ بگیر فردا میگه ازه میبری میدی خونه بابات زود تموم میشه هر چی میشع گیر میده خانواده من...
منم گفتم مگه خواهرت مرغ خونه باباتو میده که تو اینجور فکر میکنی....
به قران همیشه گیر میده به خانواده من با اینکه بابام در امد بالایی داره و اون همیشه به من مولم میده تصمیم گرفتم دیگه باهاش حرف نزنم