من پارسال ابان بود ک ازدواج کردم و ب همین خاطر تابستون رو کاملا ازدست دادم و هیچی نخوندم. خودم میدونم ک تواناییم بالاس بنظرتون خیلی سخته پرستاری قبول شم؟ از مهر شروع کردم ب خوندن جدی... من عاشق پرستاریم. فکر شب و روزمه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
ممنون ک امید میدی😅❤️اخه میدونی از طرفی مدرسه میرم تا ظهر احساس میکنم وقت کم میارم. هم باید دوازدهمو بخونم هم سال های قبل رو این سختش نمیکنه؟ تازه ما تا خرداد بایدبریم مدرسه😐