بخوام راستشو بگم باید بگم اشتباه ترین کار ممکنه ادم زیر ۲۰ازدواج کنه،حداقل واسه خودم که اینجوری بوده.
درسته الان حس بدی ندارم خداروشکر از خونه ی پدرم خیلی خیلی بهتره،دوتا پسر دارم که با دنیا عوضشون نمیکنم.شوهرم خیلی خوبه(دعوا و بحث هست واسه همه واسه ما هم قطعا هست)
ولی همیشه ته دلم یه حسرتایی مونده.از مجردیم لذت نبردم درسمو نخوندم.من ارزو داشتم دندونپزشک بشم که بهش نرسیدم.عاشق زبان بودم که نخوندم.همیشه اول مهر من یواشکی گریه میکنم.دلم واسه بیرون رفتن با دوستام تنگ شده.واسه درس خوندن تنگ شده واسه ازادی مجردی تنگ شده
عشق تو اون سن چشمامو کور کرد و من هیچی ندیدم.شاگرد ممتاز بودم معلما زنگ میزدن سفارش میفرستادن توروخدا بیا مدرسه ولی من...
الان واسه یه بیرون رفتن باید دوهفته برنامه بریزم با دوتا بچه چجور و با کی برم بیرون ولی اونوقتا ازاد بودم دودقیقه ای اماده میشدم
هی
چی بگم دیگه
بازم خداروشکر