2821
2789
عنوان

یایسگی زودرس

188 بازدید | 5 پست

سلام خانوما کسی اطلاعاتی داره 

من الان ۱۰شهریور پریود شدم  دوباره ۲۸همون ماه رفتم دکتر گفت برم سونو واژینال سونو روز ۱۳دورم رفتم 

گفت ضخامت لایه رحمت خیلی کمه نازکه ۳.۴میلی متر

فقط یه تخمدان یه فولیکول ۴میلی متر داره دکتر سونو گفت اوضاعم خوب نیست  

فرداش دوباره خونریزی کردم و پریود شدم

لطفاً کسی اطلاعات داره یا مثه منه جواب بده 

خیلی نگرانم

۳۲سالم هست بچه ام ندارم

ممنون

دلم مي خواهد يک دختر داشته باشم.?دختري با موهاي بلند مشکي و چشم هاي درشت خندان. اسمش را بگذارم "گيسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روي زانوانم و گيسهايش را ببافم تا قلبم آرام بگيرد.حالا که فکرش را ميکنم دلم ميخواهد "باران" هم داشته باشم. دختري لاغر و قد بلند که با صدايي مخملي برايم شعر بخواند. يک دختر تپل و مهربان با گونه هاي سرخ و گرد هم ميخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهايش را با شامپوي سيب بشويم تا حسودي موهاي طلايي خواهرش "گندم" را نکند. آدم براي دختري با موهاي طلايي جز گندم چه اسمي مي تواند بگذارد. معلوم است، "خورشيد"! اصلا خورشيد بايد اولين دخترم باشد و هر صبح که چشمهايش را باز مي کند ببيند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادي" را بيدار کرده و به "نسترن" رسيده. دلم ميخواهد در حياط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هيچ کدام نگويم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هايش شده م. دلم چقدر دختر مي خواهد. روزهايم بي "سحر"، شبهايم بي "مهتاب"، آسمانم بي "ستاره" و زندگي بدون "افسانه" ممکن نيست. تازه يک "ساقي" هم ميخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هايم را برايش بگويم. "رويا" مي خواهم تا انگيزه زندگيم باشد و "آرزو" که دليل نفس کشيدنم. دلم ميخواهد يک دختر داشته باشم. دختري که خودم را توي چشمهايش و آرزوهايم را روي پيشانيش ببينم. هيچ اسمي توصيفش نکند. همه چيز باشد و هيچ نباشد. از هر قيدي آزاد باشد و در هيچ ظرفي جا نشود. رهاي رها باشد! آري، انگار دلم مي خواهد دخترم "رها" باشد..

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

شما باید یه آزمایش ذخیره تخمدان بدی تا مشخص بشه وضعیت چطوره

رفتم صبح دادم نابودم اصلا از دو روز پیش فقط چشام اشکی هست.

دلم مي خواهد يک دختر داشته باشم.?دختري با موهاي بلند مشکي و چشم هاي درشت خندان. اسمش را بگذارم "گيسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روي زانوانم و گيسهايش را ببافم تا قلبم آرام بگيرد.حالا که فکرش را ميکنم دلم ميخواهد "باران" هم داشته باشم. دختري لاغر و قد بلند که با صدايي مخملي برايم شعر بخواند. يک دختر تپل و مهربان با گونه هاي سرخ و گرد هم ميخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهايش را با شامپوي سيب بشويم تا حسودي موهاي طلايي خواهرش "گندم" را نکند. آدم براي دختري با موهاي طلايي جز گندم چه اسمي مي تواند بگذارد. معلوم است، "خورشيد"! اصلا خورشيد بايد اولين دخترم باشد و هر صبح که چشمهايش را باز مي کند ببيند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادي" را بيدار کرده و به "نسترن" رسيده. دلم ميخواهد در حياط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هيچ کدام نگويم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هايش شده م. دلم چقدر دختر مي خواهد. روزهايم بي "سحر"، شبهايم بي "مهتاب"، آسمانم بي "ستاره" و زندگي بدون "افسانه" ممکن نيست. تازه يک "ساقي" هم ميخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هايم را برايش بگويم. "رويا" مي خواهم تا انگيزه زندگيم باشد و "آرزو" که دليل نفس کشيدنم. دلم ميخواهد يک دختر داشته باشم. دختري که خودم را توي چشمهايش و آرزوهايم را روي پيشانيش ببينم. هيچ اسمي توصيفش نکند. همه چيز باشد و هيچ نباشد. از هر قيدي آزاد باشد و در هيچ ظرفي جا نشود. رهاي رها باشد! آري، انگار دلم مي خواهد دخترم "رها" باشد..
وایی عزیزم چ امضای ناز و قشنگی  انشاآلله خدا همشونو بهت بده ب زودی😍😊

انشالله

دلم مي خواهد يک دختر داشته باشم.?دختري با موهاي بلند مشکي و چشم هاي درشت خندان. اسمش را بگذارم "گيسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روي زانوانم و گيسهايش را ببافم تا قلبم آرام بگيرد.حالا که فکرش را ميکنم دلم ميخواهد "باران" هم داشته باشم. دختري لاغر و قد بلند که با صدايي مخملي برايم شعر بخواند. يک دختر تپل و مهربان با گونه هاي سرخ و گرد هم ميخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهايش را با شامپوي سيب بشويم تا حسودي موهاي طلايي خواهرش "گندم" را نکند. آدم براي دختري با موهاي طلايي جز گندم چه اسمي مي تواند بگذارد. معلوم است، "خورشيد"! اصلا خورشيد بايد اولين دخترم باشد و هر صبح که چشمهايش را باز مي کند ببيند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادي" را بيدار کرده و به "نسترن" رسيده. دلم ميخواهد در حياط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هيچ کدام نگويم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هايش شده م. دلم چقدر دختر مي خواهد. روزهايم بي "سحر"، شبهايم بي "مهتاب"، آسمانم بي "ستاره" و زندگي بدون "افسانه" ممکن نيست. تازه يک "ساقي" هم ميخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هايم را برايش بگويم. "رويا" مي خواهم تا انگيزه زندگيم باشد و "آرزو" که دليل نفس کشيدنم. دلم ميخواهد يک دختر داشته باشم. دختري که خودم را توي چشمهايش و آرزوهايم را روي پيشانيش ببينم. هيچ اسمي توصيفش نکند. همه چيز باشد و هيچ نباشد. از هر قيدي آزاد باشد و در هيچ ظرفي جا نشود. رهاي رها باشد! آري، انگار دلم مي خواهد دخترم "رها" باشد..
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز