من از نزدیک ندیدمشون. فقط یه کتاب راجبشون خوندم...
عجیب بود. طرف موجوداتی رو میدید ک کسی نمیدید....
حرفای عچیب میزد... میگفت اون گوشه یکی داره بهم لبخند میزنه.. میگه تو مال مایی... ازین چیزا... همه فکر میکردن جن زده اس.. ولی در اصل اسکیزو فرنی داشت.
یه مرد پیر هم تو کتاب این بیماری رو داشت و سعی میکرد بدون درمان خودشو خوب کنه. رمان بود.
دو قسمتی بود. قسمت اول ربطی به اسکیزوفرنی نداشت سگ خانه زاد. قسمت دوم اما کلا این بود عشق و لازانیا...