خانوما خیلی دلشکستم نامزدم ب التماس و ناله های من گوش نداد رفت بهش گفتم نرو من بدون تو نمیتونم اما رفت میگف مادرم راضی نیست مادرم تورو نمیخاد دیگ من نمیتونم رو حرف مادرم حرف بزنم غرورمو همه چیمو زیر پا گذاشتم ولی اون گوش نکرد و رف الان اصلا حالم خوب نیست انگار دارم دیونه میشم خاطراتش داره دیونم میکنه
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
ی بحثی پ۰یش اومد ب مادرش گفتم مامان بچتو خوب تربیت نکردی اونم ناراحت شده ولی معذرت خاهی کردم اما نان ...
از اون گیرا بوده که کوتاه نمیومده ولی خب دختر چه حرفی بود زدی اوله کاری من یه بچه دارم چند ساله از زندگیم میگذره اگه اینو بگه شر بدی درست میشه برام با خانواده شوهر اصلا اصلا نباید بحث کرد چون زندگی خودت خراب میشه
چرا اگر شوهرت میخواست صد در صد راضی می شد ولی کسی که انقدر حرف مادرش روش اثر داره همون بهتر که باهاش نباشی زندگی کلی بالا و پایین داری کلی حرف پیش میاد اینجوری که نمیشه
چرا اگر شوهرت میخواست صد در صد راضی می شد ولی کسی که انقدر حرف مادرش روش اثر داره همون بهتر که باهاش ...
میگف من. نمیتونم راضیش کنم باید خودت راضیش کنی من راضیش کنم پس فردا مادرم میگه تو منو اجبار کردی اون این همه میگف دوستدارم ولی این اخریا میگف خوشبخت میشی دیگ مادرم راضی نمیشه من حرف مادرم حرف منه