تا امروز هر چی استرس و سختی و انرژی منفی تو زندگیم داشتم بستمه ازین به بعد فقط میخوام بخندم و شاد باشم و مهربون،میخوام قدر لحظه هامو بدونم و کنار عزیزام از زندگیم لذت ببرم ،میخوام زندگی کنم ،مطمئنم اینطوری خدا هم بیشتر دوستم داره🥰🥰
هرچی هم بهش میگیم هی میگه عمر دست خداست و از اینجور حرفا
اعصاب ندارم به خدا
تا دیروز میگفتن هر کی ما رو دوست نداره جمع کنه از ایران برهحالا میگن هرکی حتی اگه ما رو دوست نداره بیاد رأی بدهعجیبتر اینکه میگن اونایی که ما رو دوست ندارن بیان به اونایی که ما رو دوست دارن رأی بدنامروز شرکت در انتخابات رو حاصل بصیرت تو میدانندو فردا اوضاع بد کشور را که خودشان ایجاد میکنند را حاصل انتخاب بد تو میدانند!!!!!
چی شده؟موثق بگید لطفا نه از روی شنیده ها و کانالای تلگرامی
غرب زدگی اثری از جلال آل احمد است.جلال آل احمد در این کتاب میگوید:غربزدگی آفتی است که از غرب میآید و ما را مانند طاعون گرفتار و بیمار میکند. آدم غربزده ریشه و بنیادی ندارد، نه شرقی مانده، نه غربی شده؛ هرهری مآب و چشم و گوش بسته از آداب و سنن و فرهنگ غرب تقلید میکند.جلال در این باره میگوید:«آدم غربزده هرهری مذهب است به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیز هم بیاعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است همه چیز برایش علیالسویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است!نه ایمانی دارد،نه مسلکی،نه مرامی نه اعتقادی،نه به خدا یا به بشریت،نه در بند تحول اجتماع است و نه در بند مذهب و لامذهبی،حتی لامذهب هم نیست هُرهُری است.آدم غربزده، شخصیّت ندارد.چیزی است بی اصالت. خودش و خانهاش و حرفهایش،بوی هیچ چیزی نمیدهد. بیشتر نمایندهی همه چیز و همه کس است.آدم غربزده، معمولاً تخصّص ندارد، همه کاره و هیچ کاره است؛ امّا چون به
هر صورتی درسی خوانده و کتابی دیده و شاید مکتبی، بلد است که در هر جمعی،
حرفهای دهن پر کن بزند و خودش را جا کند. شاید هم روزگاری تخصّصی داشته؛
امّا بعد که دیده است در این ولایت تنها با یک تخصّص نمیتوان خر کریم را
نعل کرد، ناچار به کارهای دیگر هم دست زده است. عین پیرزن های خانواده که بر اثر گذشت عمر و تجربهی سالیان، از هر چیزی مختصری میدانند و البتّه خاله زنکیاش را.(کتاب بخون دوست عزیز،کتاب بخون)من نمیتونم به همه ی عقاید احترام بذارم،چون احترام به عقاید پوچ و بی ارزش در واقع توهین به شعور خودمه
تا امروز هر چی استرس و سختی و انرژی منفی تو زندگیم داشتم بستمه ازین به بعد فقط میخوام بخندم و شاد باشم و مهربون،میخوام قدر لحظه هامو بدونم و کنار عزیزام از زندگیم لذت ببرم ،میخوام زندگی کنم ،مطمئنم اینطوری خدا هم بیشتر دوستم داره🥰🥰
تا امروز هر چی استرس و سختی و انرژی منفی تو زندگیم داشتم بستمه ازین به بعد فقط میخوام بخندم و شاد باشم و مهربون،میخوام قدر لحظه هامو بدونم و کنار عزیزام از زندگیم لذت ببرم ،میخوام زندگی کنم ،مطمئنم اینطوری خدا هم بیشتر دوستم داره🥰🥰