2777
2789
عنوان

متاهلا

| مشاهده متن کامل بحث + 1911 بازدید | 159 پست
نمیدونم اصلا هیچی نفهمیدم خونواده ما و خونواده اونا خودشون نشستن حرفاشونو زدن تصمیماتشون رو گرفتن من ...

الان راضیی؟ 

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

نه کار اشتباهی نکرده، جون خانم اگه منتظر بهتر شدن شرایط اقاپسر بمونه ممکنه موقعیت های خوبی رو از دست بده، ولی واسه پسرها اینطور نیست، چون اینجا پسرها از خانم ها خواستگاری میکنن،پس فرصت واسه خانم ها کمتره

 من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود......  .
دختره چرا رفت؟دلیلش چی بود؟

خانوادش میگفتن پسره باید مولتی میلیاردر باشه ک این بابا نبوده حالا خودشون وضعیتشون خیلی بده اما... حتی پسره یه بار خواستگاری هم کرد اما ن شنید

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
الان راضیی؟ 

۱۳ سال تفاوت سنی داریم.الانکه کلا پیشم نیست ایران نیس منو پسرم تنها هستیم.ولی کلا از همون اول هیچ تفاهمی نداشتیم حرف همو نمیفهمیدیم همو درک نمیکردیم من تو دنیای بچگونه خودم بودم اون یه پسر بزرگ که دیگه اینچیزا حرفای من کلا براش مسخره و بچگونه بود.رابطمونم خیلی سرد بود رابطه عاطفی تاحالو یه حرف عاشقونه ای بهم نزدیم کلا خیلی باهم فرق داشتیم خیلی ازهم دور بودیم من هیچ جای زندگیش نبودم تو هیچ چیزیم از من نظرنمیخاست من تو چشمش فقط یه دختر بچه بودم که عقلش به هیچی نمیرسه همین

۱۳ سال تفاوت سنی داریم.الانکه کلا پیشم نیست ایران نیس منو پسرم تنها هستیم.ولی کلا از همون اول هیچ تف ...

چقدر بد واقعا ناراحت شدم خب الان پیشت نیس ینی؟ چند وقته ک میگی کلا

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
پس چرا میگی جفتمون

خب من بهش گفتم صبر کن به یه جایی برسی بعد بیا خواستگاری الان معلومه میگن نه بعد شروع کرد تو یکی دیگه رو میخوای و میخوای زن یکی دیگه بشی ولی من نمیزارم و اگر روزی به روزگاری زن یکی دیگه بشی طرف رو میکشم و این حرفا بعد امد خانواده هم با دلایل موجه گفتن نه ما هم دوستیمون رو ادامه دادیم تا زمانی که واقعاً به اوج رسید گفتم حالا دوباره بیا گفت من تو رو می‌خوام اگر بخوای دوستیمون رو ادامه بدیم حتی اگر صیغه بدون رضایت والد هم قبول داری موافقم ولی من دیگه اجازه نمیدم خانوادم جلوی مادر و پدرت تحقیر بشن و بیان‌ خواستگاری 

دیگه اینطوری جا زد و منم گفتم شان من بیشتر از شنیدن این حرفا از توئه 

بعدم ازدواج کردم

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

خب من بهش گفتم صبر کن به یه جایی برسی بعد بیا خواستگاری الان معلومه میگن نه بعد شروع کرد تو یکی دیگه ...

اها پس اون جا زد نه تو امیدوارم خوشحال باشی واسه منم دعا کن

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
بعد دوسال کم کمش یک سالو نیم ۱۰ روزی میاد الان پسرم یک سالش بوده اومده الان پسرم ۴ سالشه

آخی خب چجوری تحمل میکنی این شرایطو بعد از نظر مال ساپورتت میکنه؟ 

خدا گر ز حکمت ببندد دری /ز رحمت زند قفل محکم تری 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108