2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارکیده جان کاش یه دوست مثل تو داشتم کاش میشد حرفام رو بزنم  کاش

عزیزم حرفاتو بزن بخدا همه مشکل دارن ولی هر چی میگیم گوش نمیدی که.همه چی درست میشه مگه مجبوری به خودت عذاب بدی😔😔

      
البته نزدی نامرد ها قرار بود برای شب اولمم فاتحه بخونید

تو میخای خودکشی کنی بعدم برات فاتحه بخونن مسخره نیس.چرا اینقدر توقع از خودت و زندگی بالاس.والا تو میخای ایدال باشی و بهترین باشی.نکن این کارها را با کی رو دنده ی لج افتادی.

اره باید گوشیم رو پانچ میکردم من احمق منگ بودم نکردم

عزیزم به خیر گذشته...خدا اینقدر مهربونه که دلش نیومده جونت رو بگیره..تو هم در حق خدا  مهربونی کن یه کم به کارایی که میکنی فکر کن...عزیزم اگه فقط یه هفته بیایی خونه ما خونه زندگیم رو ببینی .میری دو دستی میچسبی به زندگیت..یه زندگی بیروح سردی دارم که هرکس میبینه میگه چرا جدا نمیشی چه جور داری زندگی میکنی؟ ولی به هر حال بازم امیدم به خدا هست..میگم درست میشه تو هم یه کم به کارات فکر کن👋

سلام ببخشید بچه بیمارستان بودم.از اون شب بیمارستان بود من احمق به خاطر قزصا توهم زده بودم به دوستم ...

چرا ب خودت و زندگیت فرصت نمیدی.چرا از توقعاتت کوتاه نمیای.چرا اینقدر همه چیز را برای خودت سخت کردی 

[QUOTE=107549632]اای واای واقعا؟؟😭چرا حرف گوش نمیدی اخه😡😡 بعدش از بیمارستان مرخص شدم یعنی صبح دی ...

یه هفته برات کمه به خدا 😣 من بودم حبس ابد برات می بریدم 😤 

«آن بازار شام، آن شیپور سلام، آن آتش‌بازی‌ها، آن ورود سفرا، آن عادیات خارجه، آن هورا کشیدن‌ها و آن همه کتیبه‌های زنده باد زنده باد، و زنده باد مساوات و برابری و برادری، می‌خواستید یکی را هم بنویسید: زنده باد شریعت، زنده باد قرآن، زنده باد اسلام.» - شیخ فضل‌الله نوری
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108