چیز خاصی نبود ستایش و پسر همسایه هنوز عاشقن مادر پسره هم هی حرف دخترداییشو میزد از اونطرفم رعنا دختر صابر گیر یه پسر کلاهبردار افتاده که شاگرد املاکی بوده خودشو پولدار و ساکن امریکا معرفی میکنه ۴۰ تومن پول از رعنا میگیره فرار میکنه رعنا هم کلی داغون شد پولی هم نداشت برا جنس رفت به دختر داییش رو زد اونم همه چیو فهمید بعدشم گف فردا ۵ تومن میدمت