اینم دقیقا همینکارو میکرد ، با جارو سیخی جارو میزد در خونشو بعد آشغال ها رو میذاشت روبروی در خونه ی ما
منم اول اعصابمو خورد میکردم ، بعد حتی جلوی چشم خودش آشغالهاشو میزدم جلوی در خودشون بعد طرف خودمون و جارو میکشیدم
آشغالها رو بردار بذار جلوی در خونه ش