مردِ من چشمهایش لبریز از آرامش است...وقتی کنارم قدم میزند از هیچ چیز و هیچ کس ترسی ندارم...او معنای تمام و کمال واژهی امنیت است...قول هایش قول است...تهِ چشمانش پاکی موج میزند...برای عاشقانه هایم مجنون است و برای بچگی کردن هایم پدر ...مردِ من مــــرد است و محکم...آنقدر محکم ک میتوانم با خیال راحت کنارش همان دختربچهی ساده باشم
به شخصه تحمل کردم تحمل کردم ولی بعدش رفتم پسره هم جلو پام گریه میکرد برنگشتم باش بعدشم رفتم با یکی دیگه و باهم ازدواج کردیم هنو پسره دنبالمه هرکی یه اخلاق خاصی داره