خواهرشوهرم پاشد حاضر شد گیر داد ب شوهرم ک پاشو منو ببر جایی کار دارم بعد برگردون شوهرم هرچقد گف کار دارم اونم حرف خودشو زد
بعد پاشد خودشو دختر حاضر شدن رفتن دم در
بعد مادرشوهرمم صدا کردن اونم حاضر شد رفت دم در شوهرم گف پس اونا نمیان(منو دختر اونیکی خواهرشوهرم)مادرش گف نه انیتا خوابه زنتم پیششه
رفتن منم زنگ زدم گفتم علی مثلا چی میشد به منم میگفتین بیا؟؟؟
گف قطع کن زنگ بزنم زنگ زد گف پاشو حاضر شو انیتارم بیدارکن بیاید بیرون برگردیم بر داریمتون
منم گفتن نمیام گف منو مسخره کردی گفتم تو اگه خیلی ناراحت شدی اولش باید میگفتی اماده شو نه ک وقتی یاد اوری کردم ک منم بودم هاااااا