سلام
الان دوستم پیشم
با هم همسایه ایم
حالش خوب نیست همش گریه میکنه.نامزدش صبح امروز فوت شد.
ماجرا از این قرار که دوستم و ی پسری همو خیلی می خواستند پسر با کلی اصرار خانواده اش رو راضی کرد بیاین خواستگاری.چون خانواده دختر وضعیت اقتصادی پایین تری داشتند والدینش راضی نمی شدند.روز خواستگاری والدین دختر از خجالت ظاهر زندگیشون به دختر میگن کاری کن اینا از ازدواج باهات منصرف بشن. همین هم میشه و بعدش پسر با عصبانیت رانندگی میکنه خانوادگی تصادف می کنند و همگی جز پدر خانواده می میرند. پسر چند ماه توی کما بود که امروز فوت میشه .باباپسر زنده میمونه میگه همش تقصیر دختر و خانوادش بود ما رو عصبانی کردند اینجوری شد