جاریم خود به خود به من سلام نمیده دیروز اومد با مادرشوهرم و یکی دیگه بود دست داد ومنم نشسته بودم رو مبل تازه میخواستم بلند شم دست بدم باهاش راش رو کج کرد رفت شوکه شدم کلا اخلاقش یه جوریه موندم چطوری رفتار کنم باهاش.پشتشم حرف نزدم بگم حتما به گوشش رسیده.
واقعا که خیلی رو اعصابن کاش حداقل میدونستم فازش چیه
برامنم فازش معلوم نیس گاهی حس میکنم حسوده یه بار داشت چایی میریخت براخودش به همه تارف کرد جز من منم چندساعت بعد برا خودم چایی ریختم به همه تارف کردم جز اون یعنی سوختا😂😂😂😂
شوهرش و مادرشوهرم کلا همه طوری هواش رو دارن که.مثلا اگه من و اون باشیم و خواهرشوهرم بیاد کلا اون رو بیشتر تحویل میگیره بعد به من میگه به خاطر اخلاق گندش مجبوریم وگرنه میره با داداشمون دعوا میکنه ولی تو از خودمونی با تو راحتیم😐
ببخشین ها ولی بخوره تو سرشون اینجور دوس داشتن تو جمع پیش همه اون رو بیشتر تحویل بگیرن بهش بیشتر احترام کنن مثله چیز ازش بترسن بعد بیان بگن تو رو بیشتر دوس داریم.
خوب کردی ولی من نمیتونم اینجوری زود بسوزونمش فقط میخوام با اون تو یه محیط نباشم.
نمیشه که چون به هرحال مجبوری ببینیش منم اولا نمیخاستم ببینمش ولی دیدم اینطوری خودم بد میشم اگه نرم میگن اومده برادرو از برادر جدا کرده حتی اگه نری هم مجبوری خونه مادرشوهرت ببینی تنها راهش عین خودش بودنه گرچه ادم حرص هم میخوره ولی عادت میکنی
کوتا نیا ببین همینکه بهش اهمیت ندی و جز سلام کاریش نداشته باشی اینم ارومت میکنه ولی اگه اون به کار ز ...
مامانم همیشه میگه دختر مظلوم و آرومه من دستِ چه جاری افتاده.خیلی سخته برا من که رفتارای اون رو برگردونم به خودش ولی میکنم پیشرفتم کردم اوایل خیلی ضایع بودم. خود درگیری داره به خدا