حالم از مادرشوهرم بهم ميخوره زنيكه مسخره
تا شوهرم يچيزي برا من ميخره ميگ برا منم بخر.شوهرم منو برد ي شهري برام طلا خريد اومديم خونه مادرش گفت اينو بايد بزاري خونه پدرش منوببري همون شهر ازسر النگوهاش برامن ميخري من فقط خنديدم شوهرمم چون مادرش شوهري نداره همش ميشه از بالايي مادرش.خيلي رومخمه
شوهرم برام ساعت طلايي خريده زنگ زده ميگ برامنم بخر.ماگوشت ميگيريم توخونه برنج ميگيريم ميخاد بياد اينجا از روشون برداره ببره،خونم ميا كل كمدا ميگرده اگ مثال رب اناري ديد يا عسل ميگ بريز من ببرم خونم.ديوونم كرده ديووووونه