سیاه وزشت بود گوشاشم عین گوش گوسفند بود صدای خندش بلند بود میخندید منم سرعتم کمبود شیشه پایین بود صداش کرم کرد فقط میدونم پامو گراشتم رو گاز جوری که اگه پیچ جلوم بود تصادف میکردم حیف که جاده کفی بود کلا اون شهر میگن جن زیاده
یه بارم دختر همسایه ما جن ها مزاحمش میشدن میگفت هیشکی باور نمی کرد تا یه روز از اسمون سنگ ریزه میومد سمت خونشون همه دیدن اهل محل اونا رو از اون خیابون بیرون کردن