تو لیوان دهنی اب نمیخورم دخترم هم نمیزارم بخوره . خونه مون رو اجاره دادیم وقتی تحویلش گرفتیم خیلی کثیف بود سفید کاری تو یه سال سیاه شده بود شوهرم گفت رنگش میکنیم ولی با این وجود من اول شستمش .کمد دیواری و پنجره ها رو با سرکه پاک کردم حمام و دستشویی رو با تاید و جوهر نمک و اسکاچ شستم بعدشم با اب داغ ولی بازم دخترم به چیزی دست میزنه میرم دستش رو میشورم.شوهرم رفت درب حیاط رو شست من بهش گیر دادم که لباست رو عوض کن ممکنه اب کثیف بهت پاشیده باشه اخه در خیلی سیاه شده بود مامانم خونه بود بهم گفت تو دیوونه ای زودتر برو دکتر
یعنی من وسواسم . نمیزارم دخترم با کفش بیاد تو سالن . نمی زارم به بهانه بازی جورابای مامان بزرگش رو بپوشد. یا مثلا خوراکی بزاره تو دهن مادر شوهرم میگم هر کی باید خودش غذا شو بخوره ولی شوهرم میگه اینا یعنی وسواس