اول بگم من اصلا آدم طمع کاری نیستم یه نیازمند ببینم کلی غصه میخورم
خودم به شوهرم گفتم کسی دیدی نیاز داره تو خیابون دستشو رد نکن گناه داره
بعد دیروز رفتیم یه مغازه لباس فروشی خواستم تونیک بخرم شوهرم دید فروشنده ش چندتا پسرن بدش اومد هی گفت بیا بریم جای دیگه گفتم خب باشه بزار نگاه کنم میریم الان
بعد دیدم یه پیرزنی داره با شوهرم حرف میزنه چادری بود و ظاهر موجهی داشت
رفتم ببینم چی میگه داشت ب شوهرم میگفت یه لباس برام بخر روز و شب دعات میکنم
منم اولش دلم سوخت بعدشوهرم گفت کدومو میخوای؟؟
زنه شلوارای رومیزو یه نگاه انداخت سریع یکیشو برداشت گفت اینو بخر(سبز و سفید بود شلوار خانگی بود)بعد اصلا سایزش به زنه نمیخورد زنه خیلی چاق بود
شوهرمم رفت حساب کرد ۶۵ تومن بود
زنه گفت ممنون و رفت بیرون
شوهرمم ب من گفت بریم یجا دیگه خرید کن
تا رفتیم بیرون دیدم زنه داره میره تو یه مغازه دیگه
معلوم بود نیازمند نبوده کارش این بوده
به شوهرم فتم انقد ساده نباش
گفت تو ساده ایی تو خیرت به کسی نمیرسه
من مثه تو نیستم😑
خییییییلی ناراحت شدم چون خودم بهش یاد دادم آخه اون اولا اصلا حاضر نبود به نیازمندا چیزی بده
بعدم از زنه کلی حرصم گرفت آخه اصلا نگاه نکرد ببینه سایزش هست یانه